تبليغاتX
...سخن آغاز گفتن نیست

...سخن آغاز گفتن نیست


سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 | 19:11 | سعید | |



یک لبخند تو را به دنیا نمی دهم....!

یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 | 20:17 | سعید | |

در انجیل از حضرت عیسی(ع) خواندم :

"آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند"

استباط من این است که این آیه، برای نیکو کردن رابطه ما با دیگران است!

اما برای اینکه رفتار  دیگران ،برایمان تحمل پذیر باشد باید پذیرفت که :

دوست داشتنی های ما، الزاماً دوست داشتنی های دیگران نیست!

باید دنیا را از دریچه ی دید دیگران دید!

 به قول مولوی:

تو مبین از چشم خود آن خوب را

 بیــن ز چـشم طالـبـان مطلوب را


متن:زارعی

جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 | 13:48 | سعید | |

اگر چه دیر.....،آمدم...


دعا کن دلم نزند ....، بمانم...


شعر:زارعی

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 | 23:17 | سعید | |

 دندانهایم را مسواک زدم تا نَفَسم بو نگیرد؛


با نفس بو گرفته ام چه باید کرد؟!


متن:زارعی

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 | 21:7 | سعید | |

نمی دانم تولدم را بخندم یا گریه کنم!

دیگران می گویند تولدت مبارک.... لبخند می زنم!

به خودم نگاه می کنم،

کرمی کوچک، سرگرم خوردن و بدون اینکه حتی فکر پیله بستن باشد.....

گریه ام می گیرد!

متن:زارعی

دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 | 13:24 | سعید | |

چیزی بگو....


نگذار فکر کنم، تمام حرفهایم بیهوده است.....!


شعر:زارعی

شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | 0:41 | سعید | |


گاهی دنیای به این بزرگی کوچک و تنگ می شود!


باور کن ،دیدگاهت تغییر کند، لبخندی دنیایت می شود!


متن:زارعی

شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | 0:25 | سعید | |

مادر جان ، مرا به دنیا آوردی یا اینکه دنیا را آوردی؟!


روزت مبارک باد.


متن:زارعی

جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 | 23:17 | سعید | |

وقتی به دیگران نگاه می کنم ، بهترینم!

و وقتی به خود نگاه می کنم ،بدترین!

خداوندا ،به من کمک کن بهترین هایم را برای تو بخواهم!

متن:زارعی

چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 | 21:17 | سعید | |

به جای گلاویز شدن با خداوند ،


 گل آویزی باش که زینت بخش گردن خداوند شوی!


متن:زارعی

چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 | 21:9 | سعید | |


گمنام ماندن ، بسیار بهتر از بدنام ماندن است!


متن:زارعی

یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 | 22:46 | سعید | |


دعا کن وقتی اوج می گیریم ، دیگران در دیدمان کوچک نشوند!


متن : زارعی

شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 | 23:44 | سعید | |


به سروها نگاه کن، تا همیشه سبز بودن را بیاموزی!


متن:زارعی

شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 | 23:22 | سعید | |

دلت را به دریا بسپار


نترس از اینکه خدا ناخدا شود!


متن:زارعی

پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 | 11:28 | سعید | |


هر چه بیشتر رشد کنی ، کلامت کوتاه تر می شود!


متن:زارعی

شنبه نهم اردیبهشت 1391 | 23:20 | سعید | |

 

فکر بیماری، بیماری می آفریند و فکر سلامتی ، سلامتی!

موضوع تفکر را عوض کردن کار آسانی ست!

به فکرِ فکرِ بیمارت باش!

متن: زارعی

 

 

سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 | 22:18 | سعید | |


در کودکی نمان و پا به پای زمانه پیش برو !

بزرگ شدنت را انکار نکن و دنیا را از دید امروزت به نظاره بنشین!

هدف از زندگی ، به سلامت رد شدن از مسیر دنیاست!

و عجیب اینکه همین مسیر دنیا مسیر آخرت هم هست، نه در موازات هم بلکه منطبق بر هم!

کافیست نگاهت چشم باز کند، آنگاه ، بهشت و دوزخ خود را خواهی دید،

و خواهی دید که بهشتی یا جهنم!

اگر در مسیر آخرت رد شوی ، اندوه  دنیایت را می گیرد!!

و اگر از مسیر دنیا رد شوی ، شادی در وجودت جاودانه خواهد شد!

زمان ، قراردادی میان من و تو است؛

اگر چشم نگاهت باز شود خواهی دید ، هر چه درو می کنی همان است که می کاری!

و مخلص کلام اینکه ،گفته ی " کنفسیوس" را همیشه به یاد داشته باش:

تاریکی را نفرین نکن ، شمعی بیفروز!

متن:زارعی


دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 | 19:45 | سعید | |

خوب گوش دادن


خوبها را گوش دادن


و به خوبها گوش دادن را بیاموز!


متن: زارعی

شنبه دوم اردیبهشت 1391 | 19:21 | سعید | |

می دانم از من دلت پر است...!


بگو خدا را کجای دلت جا گذاشتی؟!


متن:زارعی

چهارشنبه سی ام فروردین 1391 | 22:40 | سعید | |


پرسیدم: معنی "قل هو الله احد" چیست؟


گفت: یعنی کــه خــدا با تو تنها نیست!!


شعر:زارعی

چهارشنبه سی ام فروردین 1391 | 21:58 | سعید | |

در دریای طوفانی روزگار

برای من

هم خدایی ، هم ناخدا

اینگونه است که با آرامش لبخند می زنم....!

متن: زارعی


شنبه بیست و ششم فروردین 1391 | 22:50 | سعید | |


فکر می کنی بدون هیچ رنجی، لبریز عطر بهار نارنج می شوی؟!


متن:زارعی

جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 | 21:12 | سعید | |


وای بر من ، اگر خدا آخرین پناهم باشد!


متن:زارعی

جمعه هجدهم فروردین 1391 | 0:37 | سعید | |

ما چقدر دیر متوجه می شویم،


که تا دریاگوش نشویم، دریانوش نخواهیم شد!


متن:زارعی

سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 | 18:27 | سعید | |

چه کمیاب اند افرادی که بودنشان به شوق گوش دادن است نه حرف زدن !


خدایا به ما صبر  و هنر گوش دادن را عطا کن!


متن:زارعی

سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 | 18:11 | سعید | |


عجیب !! زنگ ها بیدارمان نکرد ؛ چه راحت خوابیدیم و زنگ زدیم!


متن:زارعی


دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 | 0:12 | سعید | |

الهی، سیزده به در شدیم ، اما قدمی از خود به در نشدیم!


متن:زارعی

یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 | 7:8 | سعید | |

چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن

کــــه قـــارون را زیانها داشت سودای زرانـــدوزی

الهی، " سیزده  " به در   شدیم ، چه سود ، که از خود به در نشدیم!

سبزه های عیدمان خشکید،

ماهی سرخ رنگِ تنگِ شیشه ای  مرد

گلبرگهای شقایق های عاشق را نسیم برد

و من بی خیال این ها

انگار هزاران سال دیگر زنده ام....

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی

کــه بیش از پنج روزی نیست حـکـم میــر نوروز

متن:زارعی


یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 | 7:4 | سعید | |

به دنبال ماهی شدن نباش، زالوی کوچک مرداب!

در قاموس خداوند، قطره ای آب همانقدر با ارزش است، که دریایی بی کران!

برای اینکه از زندگیت بهره مند گردی دو گام کافی ست:

اول اینکه ، بدانی برای چه آفریده شده ای،

دوم اینکه ، بتوانی به دانسته هایت جامه عمل بپوشانی.

قطره ای کز جویباری می رود

از پــی انجام کـــاری می رود

متن: زارعی

پنجشنبه دهم فروردین 1391 | 9:26 | سعید | |
Design By : nightSelect.com